پورتال مقالات مدیریت

.:. من اگر خارم اگر گل، چمن آرایی هست *** که از آن دست که او می کشدم می رویم .:.

جای مدیریت بحران کجاست

؛«مديريت بحران»؛ يك سازمان و ٥ سال آزمايش

؛«مردم» در مديريت بحران كشور جايي ندارند
؛«سازمان مديريت بحران كشور براي ٥ سال به طور آزمايشي تشكيل مي شود.» بالاخره چند روز پيش لايحه تشكيل سازمان مديريت بحران كشور بنا به تقاضاي عده اي از نمايندگان و تصويب مجلس، طبق اصل ٨٥ قانون اساسي به كميسيون اجتماعي ارجاع شد و در نهايت به تصويب رسيد.
اين اقدام در حالي صورت گرفت كه ٤ سال پيش ، پس از زلزله بم ،مقام معظم رهبري خواستار تشكيل چنين سازماني براي ساماندهي مديريت بحران در كشور شدند كه متاسفانه اين مهم تا چند روز پيش به تاخير افتاده بود.
براساس اين مصوبه، مديريت يك پارچه در امر سياست گذاري، برنامه ريزي، ايجاد هماهنگي و انسجام در زمينه هاي اجرايي و پژوهشي، اطلاع رساني متمركز و نظارت بر مراحل مختلف مديريت بحران و ساماندهي و بازسازي مناطق آسيب ديده و استفاده از همه امكانات و لوازم مورد نياز براي بهره مندي بهينه از توانمندي هاي ملي، منطقه اي و محلي در مواجهه با حوادث طبيعي و سوانح پيش بيني شده تشكيل مي شود.اين سازمان مي تواند از همه امكانات و لوازم مورد نياز وزارت خانه ها، موسسات و شركت هاي دولتي عمومي، بانك ها و بيمه هاي دولتي، نيروهاي نظامي و انتظامي، موسسات عمومي غيردولتي، شوراهاي اسلامي، شهرداري ها، تشكل هاي مردمي و دستگاه هاي تحت امر مقام معظم رهبري و نيروهاي مسلح در صورت تفويض اختيار رهبري استفاده كند.
؛بحران به روايت آمار
؛كارشناسان، «مديريت بحران» را يكي از مهم ترين عوامل موثر در افزايش يا كاهش ميزان خسارات و تعداد جان باختگان و آسيب ديدگان انساني در هنگام بروز بلاياي طبيعي و غيرطبيعي مي دانند.
آمار نشان مي دهد كه تعداد جان باختگان ناشي از بلاياي طبيعي در جهان در فاصله سال هاي ١٩٦٥ تا ١٩٩٢ بالغ بر ٣ ميليون و ٦١٠ هزار نفر بوده است.
از نظر درصد، بيش از ٨٨ درصد اين مرگ و ميرها مربوط به كشورهايي اعلام شده است كه فاقد سيستم مديريت بحران بوده اند يا اين كه مديريت بحران آن هااز آمادگي و انعطاف پذيري لازم برخوردار نبوده است. به عنوان مثال سازمان صليب سرخ سوئد ميانگين تعداد كشته هاي انساني ناشي از بلاياي طبيعي را براي ملل ثروتمند ٥٠٠ نفر و براي ملل فقير ٣ هزار نفر برآورد كرده است.بنابراين در مناطقي كه همواره و به صورت بالقوه در معرض خطر وقوع بلاياي طبيعي و حوادث غيرمترقبه و مترقبه قرار دارند، ضرورت دارد برنامه ريزي هاي لازم براي پيش گيري و مقابله با بلايا در استراتژي هاي كلان آن مناطق لحاظ شود.
هدف اصلي در اين برنامه ريزي ها، پيش بيني، پيش گيري، حفظ آمادگي و مقابله با بحران، جبران خسارات، استفاده از فرصت ها و سرانجام بازگشت به وضعيت عادي با صرف كمترين هزينه و در كوتاه ترين زمان براساس اولويت هاي تعيين شده مي باشد. آمارها مبين اين واقعيت است كه نظام مديريت بحران بايد در كشور جدي گرفته شود تا بتوانيم به موقع بحران هاي طبيعي و غيرطبيعي را مهار كنيم.
؛آمادگي براي روبه رو شدن با بحران
؛رئيس جمهور قبلي، گاهي ادعا مي كرد كه روزانه با چند بحران مختلف از نوع سياسي و اقتصادي روبه رو مي شود و عبور از آن بحران ها را جزو افتخارات دولت خود مي دانست و دولت فعلي هم كه با بحران هاي گوناگون روبه رو مي شود مدعي است كه «براي ثانيه ها و دقيقه ها برنامه ريزي مي كند.»
در واقع ظاهرا رئيس جمهور استراتژي فعالي را در شناخت، مقابله و بازسازي بحران ها در كشور دارد.
به هرحال به عقيده كارشناسان در عصر دانايي كه بحث «تنش خلاق» و «نابودي خلاق» مطرح مي شود، بحران ها را بايد امري اجتناب ناپذير دانست و براي اين كه بتوانيم «تنش هاي خلاق» را به درستي هدايت كنيم و دچار چالش و بحران هاي ناخواسته نشويم، بايد مقوله مديريت بحران را در عصر تغيير و تحولات سريع، جدي بگيريم.به اعتقاد كارشناسان در حوزه هاي اقتصادي، سياسي، فرهنگي و اجتماعي هر جامعه، بحران طبيعي و غيرطبيعي وجود دارد. بنابراين براي غلبه بر همه آن ها بايد برنامه ريزي كرد و ستاد بحران تشكيل داد.
دكتر محمود مقدادي مدرس دانشگاه و كارشناس مديريت درباره مديريت بحران مي گويد: تغيير و تحولات در عصر دانايي بسيار سريع است و ما در سازمان ها و جامعه با فرصت ها و تهديدات زيادي روبه رو مي شويم. به عبارت ديگر در عصر تغيير و تحولات، محيط پيرامون سازمان ها بسيار متشنج و نامطمئن تعريف مي شود. در چنين شرايط پرتلاطمي، سازمان هايي در اداره امور و عبور از تهديدات موفق هستند كه به صورت فعال پديده هاي پيراموني خود را بشناسند و براي همه آن ها برنامه ريزي كنند.
وي مي گويد: در واقع هيچ سازماني نبايد محيط پيرامون خود را ثابت تصور كند بلكه بايد آن را نامطمئن ببيند. با اين نگرش، عقل حكم مي كند كه ما به صورت فعال به سراغ تهديدات برويم و با شناخت شرايط برنامه ريزي كنيم و مقوله مديريت بحران را در برنامه ريزي هاي خرد و كلان جدي بگيريم و ضرورت آن را بيش از هر زمان ديگر احساس كنيم.
دكتر مقدادي مي گويد: بنابراين تشكيل سازمان مديريت بحران باتوجه به تنش هاي فراواني كه در عصر دانايي با آن روبه روييم امري اجتناب ناپذير است. با كمك اين سازمان، ما با تهديدات مواجه مي شويم و با برنامه ريزي آن ها را به فرصت تبديل مي كنيم.
؛مديريت بحران كنوني
؛ولي وضعيت كنوني مديريت بحران در كشور چگونه است؟مهدي وجودي، كارشناس و محقق در اين خصوص عقيده دارد: مديريت بحران عبارت است از كنترل شرايط متزلزلي كه با وقوع بحران ها ايجاد مي شود.
روند مديريت بحران شامل كاهش تقاضا، افزايش عرضه و برنامه ريزي و نظارت بر فرماندهي بحران است.ولي از كل روند مديريت بحران در ايران تنها به افزايش عرضه توجه شده است و ساير موارد بدون كوچك ترين توجهي كاملا به فراموشي سپرده شد. به عنوان مثال در زلزله هاي گذشته فقط شاهد اعلان عمومي براي ارسال كمك ها به مناطق زلزله زده بوده ايم كه اين قسمت نيز آن چنان بدون برنامه ريزي انجام گرفت كه درصد بسيار زيادي از كمك هاي ارسالي داخلي و خارجي به دست نيازمندان واقعي نرسيد.مدير بحران كسي است كه داراي تخصص و اختيارات كافي است و قبل از بروز حوادث غيرمترقبه با تمام امكانات موجود سخت افزاري و نرم افزاري براي تك تك بحران ها ، كشور را آماده كند.امكاناتي همچون ايمن سازي، مقاوم سازي، ساخت و ساز صحيح، برنامه ريزي تخصصي، آموزش مردمي و افزايش سطح آگاهي عمومي، تربيت اكيپ هاي امداد و نجات حرفه اي دولتي و غيردولتي و ساير اقدامات كه منجر به مديريت صحيح بر بحران و كنترل آن مي شود.
در كشور ايران همانند بسياري از سازوكارهاي موجود در كشور، مديريت بحران منحصر به حيطه دولتي مي شود و دولت خود را قيم مردم در اين امر مي داند.در حالي كه قيم مردم بودن در اين زمينه حاصلي جز متهم شدن دولت نخواهد داشت. در امر مديريت بحران، چه در مرحله كاهش تقاضا و چه در افزايش عرضه، مردم نقش اصلي را بازي مي كنند، اين مردم اند كه با همت عالي خود كمك هاي خود را به محل حادثه ديده ارسال مي كنند، اين مردم اند كه در منطقه آسيب ديده مي توانند با آموزش هايي كه از قبل ديده اند، نيازهاي اوليه را از قبيل ايمني و جان پناه موقت تأمين كنند و زنده يابي اوليه را انجام دهند.
مسيري كه ابتدا و انتهاي آن به مردم ختم مي شود، چگونه مي تواند بدون بازي دادن خود آن ها طراحي شود.
متأسفانه وضعيت كنوني هيچ گونه افق روشني را در زمينه درگير كردن گروه هاي غيردولتي و مردم در امر مديريت بحران نشان نمي دهد. حال ببينيم كه جايگاه واقعي مردم و سازمان هاي مردمي دربحران به چه ترتيبي مي تواند باشد و دولت با در حاشيه قرار دادن اين گروه عظيم چه ظرفيت بزرگي را از دست مي دهد و چقدر بار منفي كم كاري و اتهاماتي را از اين قبيل براي خود ايجاد مي كند؟
؛جايگاه مردم در بحران
؛هدي وجودي معتقد است كه در برنامه اي كه از سوي ستاد حوادث غيرمترقبه وزارت كشور تحت عنوان «طرح جامع امداد و نجات» براي اجرا در نظام مديريت بحران كشور تدوين شده است، باز هم شاهد تكرار اشتباه هاي گذشته بوديم. اين طرح از ٢ جنبه قابل توجه بود، اولا اين كه با ديدي كاملا بدون محور تهيه شده بودو ثانيا مردم كوچك ترين نقشي در آن ايفا نمي كردند.
ديد بدون محور بدين معني است كه پذيرفته شده مثلا زلزله باعث ايجاد خسارت، ويراني و مرگ مي شود و سپس براساس چنين تصور و ديدگاهي اقدام به برنامه ريزي براي جابه جايي مجروحان و درگذشتگان مي شود. باوجود اين كه برنامه ريزي براي چنين شرايطي لازم است، جايگاهي خارج از ستاد حوادث غيرمترقبه و در حد هلال احمر و چنين سازمان هايي دارد.اين به مفهوم آن است كه معاونت عمراني وزارت كشور كوچك ترين تلاشي را براي تشويق ساخت سازه هاي ايمن و مقاوم سازي نداشته و برنامه اي براي چنين هدفي براي خود اتخاذ نكرده است.از سوي ديگر، در اين طرح تنها نكته اي كه مشاهده مي شد، مبحث مدير بودن و رياست بود. يعني در چنين طرحي عنوان تمام وزيرها و افراد اجرايي دولتي به عنوان مديران حاضر در ستاد حوادث غيرمترقبه ذكر شده بود،غافل از اين كه مديريت بحران يك وظيفه تخصصي است و بايد افرادي وارد چنين جايگاهي شوند كه كاملا در باره بحران ها و مديريت بر آن ها مطالعات كافي داشته باشند و فقط با تكيه بر عنوان و جايگاه نبايد چنين وظيفه اي برعهده فردي گذاشته شود. در اين طرح، نه تنها افرادي به هنگام بحران مديريت مي كردند كه كوچك ترين تخصصي در زمينه مديريت بر بحران نداشتند و دستور كار مشخصي براي آن ها وجود نداشت، بلكه افرادي كه بايد به فرمان اين مديران باشند نيز به هيچ عنوان آشنايي قبلي با آن چه بايد انجام دهند نداشتند.بايد بپذيريم كه هر فرد به هنگام بحران بهتر از هر مديري مي تواند جان خود و خانواده خود را حفظ كند، به شرطي كه آموزش هاي اوليه را ديده باشد.براساس تجربه هاي آموزشي ، چنين آموزش هايي نه تنها نيازمند هزينه بسيار اندكي است بلكه كاملا عملي است و نتايج بسيار زيادي را درپي دارد. ولي با اين حال دولت تاكنون هيچ گونه طرح مدوني را براي آموزش مردمي نداشته است و در تمام مدتي كه با وزارت كشور و يا دبيرخانه پيش گيري و مديريت بحران رياست جمهوري ارتباط داشته ايم، كوچك ترين صحبتي از آموزش هاي عمومي به ميان نيامد.درباره گروه هاي امداد و نجات نيز بايد توجه كرد كه اساس كار چنين تيم هايي داوطلبانه بودن فعاليت آن هاست.افرادي كه علاقه مند به انجام چنين فعاليت هايي مي باشند و باتوجه به تخصص فردي هر يك از آن ها در كنار هم جمع مي شوند و چنين تيم هايي را ايجاد مي كنند.زمين لرزه بم نشان داد كه چقدر رده مديريتي كشور به هنگام بروز بحران ها مي تواند آسيب پذير باشد و اين كه برنامه هايي كه تاكنون بدين منظور تهيه و تدوين شده بودند، هيچ كدام متناسب با نيازهاي كنوني كشور ايران نيستند و نمي توان با تكيه بر برنامه هاي موجود، روند فرماندهي بحران و مديريت بحران را پيش برد.
حلقه گم شده در چرخه مديريت بحران كشور «مردم » اند كه دولت كم ترين توجهي را براي دخيل كردن افراد در اين حلقه نداشته است و تجربه نشان داد كه «مديريت بحران دولتي» نمي تواند كارايي خوبي داشته و جواب گوي نيازهاي كشور پس از زلزله باشد.وي پيشنهاد مي كند: باتوجه به اين كه مديريت بر بحران يك فرآيند عظيم و در حد اختيارات دولت است و اصولا فقط دولت توانايي تدوين و اجرايي كردن طرح هايي را در اين وسعت دارد، چنين طرح هايي بايد با محور قرار دادن مردم پايه ريزي شود.
معتقديم تا زماني كه كسي نخواهد در سازه اي ناامن زندگي كند، كسي براي او چنين ساختماني را نمي سازد. لذا مهم ترين و اولين گام در مديريت بحران، آموزش در سطح عمومي، براي بالا بردن دانش مردمي و آگاهي عمومي است تا بدين ترتيب مردم خود ناظر بر بخشي از فعاليت هاي ساخت و ساز باشند.

؛حتي وزارت مديريت بحران
؛آن چه مسلم است ما در عصر تغيير و تحولات، در جهاني بحراني زندگي مي كنيم كه با بحران هاي كوچك و بزرگ از قبيل بحران هويت، زلزله و سيل تا بحران هاي بزرگ اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و سياسي روبه روييم. به عبارت ديگر بحران در جهان كنوني جزو لاينفك زندگي است و هر چه مقوله جهاني شدن گسترده تر مي شود، به همان نسبت مديريت بحران به عنوان يك ضرورت احساس مي شود.مدير كل بازسازي و حوادث غير مترقبه استان خراسان رضوي با اشاره به ضرورت تاسيس نهادي براي مديريت بحران در جهان امروز مي گويد:بحران يك مقوله اجتناب ناپذير است و بايد آن را مديريت كرد. ستاد حوادث غير مترقبه با همين نگرش به اداره كل بازسازي و حوادث غير مترقبه تبديل شده است. در كشورهاي مختلف سازمان هاي گوناگوني براي پيش بيني و مقابله با بحران ها تشكيل شده اند و حتي در بعضي كشورها يك وزارت خانه، كار مديريت بحران را انجام مي دهد.
كشور ما نيز از اين قاعده مستثنا نيست. چرا كه ما هر سال با حوادثي متنوع و تكرارپذير از قبيل خشكسالي، سيل، زلزله يا ساير موارد روبه روييم. علاوه بر آن در كنار حوادث طبيعي، گاهي با حوادث غير طبيعي مثل سقوط هواپيما، انفجار و ساير موارد روبه رو مي شويم. لذا بايد در چرخه مديريت كلان كشور، مقوله مديريت بحران را به خوبي تعريف و براي آن ساختارسازي كنيم تا بتوانيم در مرحله پيش گيري، آمادگي، مقابله و بازسازي موفق عمل كنيم.
؛استفاده نامطلوب از امكانات
؛لايحه تشكيل سازمان مديريت بحران كشور با هدف پيش گيري و كاهش خطرات ناشي از حوادث طبيعي و سوانح پيش بيني نشده و براي هماهنگي اجرايي بين كليه دستگاه هاي دولتي و اعمال مديريت واحد و نظارت عالي موثر بر مراحل مديريت بحران به مجلس رفت و در نهايت تصويب شد.عفت شريعتي نايب رئيس كميسيون اجتماعي مجلس درباره ضرورت تاسيس سازمان مديريت بحران كشور مي گويد: سازمان هاي مختلفي در مديريت بحران كشور انجام وظيفه مي كردند اما از امكانات و ظرفيت هايي كه در اختيار آن ها بود به شكل مطلوبي استفاده نمي شد. لذا بحث استفاده بهينه از منابع و امكانات و نيز انگيزه كاهش هزينه هايي كه در نتيجه نبود مديريت يك پارچه در برخورد با بحران به چشم مي خورد، نمايندگان مجلس را برآن داشت كه به دنبال ساز و كار منسجم براي هدايت فعاليت هاي سازمان هاي ذيربط با هدف استفاده صحيح از منابع و امكانات براي پيش گيري و مقابله با بحران ها باشند، لذا لايحه اي را كه دولت در سال ٨٥ ارائه كرده بود، با همين هدف به كميسيون آمد.وي مي افزايد: بلاياي طبيعي مثل زلزله، سيل و توفان طي چند سال گذشته منابع انساني و زير ساخت هاي اقتصادي را تهديد كرده است به عنوان مثال نزديك به ٧٧ درصد شهرهاي كشور روي گسل زلزله قرار گرفته اند و نزديك به ٣٥ درصد شهرها در معرض سيلاب قرار دارند و در ٣٠ سال گذشته بيش از ١٢٠ هزار نفر جان خود را در اثر بلاياي طبيعي از دست داده اند و بيش از ١٠٠ ميليارد تومان خسارت به اقتصاد كشور تحميل شده است.
وي اضافه مي كند: آمارهاي جهاني نشان مي دهد كه تعداد حوادث غير مترقبه مثل زلزله، سيل، توفان، رانش زمين و آتشفشان در طول ٤٠ سال گذشته افزايش يافته است. اما بر اساس آمار و گزارش هاي معتبر، درصد خسارات و حادثه ديدگان به دليل مديريت صحيح بحران در ديگر كشورها روز به روز كاهش قابل ملاحظه اي يافته است.
بحث مديريت بحران در كشورهاي توسعه يافته بسيار جدي گرفته شده است و اين كشورها توانسته اند با ارائه برنامه هاي مدون و اجراي اصولي آن ها، مقاومت شهرها و سازه ها را افزايش بدهند و از تلفات انساني و خسارت هاي اقتصادي به طور چشم گيري بكاهند.عفت شريعتي مي گويد: بنابراين با توجه به حوادث غير مترقبه و هزينه هايي كه ناشي از بحران هاي مترقبه و غير طبيعي است، بايد سازمان هاي خط مقدم را براي مقابله با بحران و حوادث مشخص كرد تا با مديريت يك پارچه كار كنند به هر حال فقدان ساز و كار دقيق، مشخص و منسجم در بحث مديريت بحران، دولت و مجلس را بر آن داشت تا ساختار واحدي را براي هدايت فعاليت ها و تقويت ساز و كارهاي مديريت بحران در كشور تعريف كنند.
وي به نقاط قوت اين قانون اشاره مي كند: نقاط قوت اين قانون، توجه مناسب به امر مستندسازي، توجه به هماهنگي و انسجام بخشي، تعيين جايگاه دستگاه ها و نهادهاي دولتي در مديريت بحران، مديريت جذب كمك هاي مردمي و بين المللي، ايجاد بستر مناسب براي همكاري هاي بين المللي و آموزش تشكل هاي مردمي است.
در واقع نمايندگان با اين ديد كه سازمان مديريت بحران براي شناخت بحران و مقابله با آن و بازسازي پس از آن ضروري است، موضوع را به طور جدي در دستور كار قرار دادند و اين لايحه را تصويب كردند.
به هر حال بحران امري اجتناب ناپذير است و برنامه ريزي در مرحله آمادگي پيش از بحران، تنها كاري است كه حتي فقيرترين كشورها، دولت و مسئولان محلي مي توانند آن را انجام دهند، چرا كه كارهاي مربوط به آمادگي مقابله با بحران را معمولا مي توان بدون سرمايه گذاري هنگفت در مقايسه با ترميم خسارات پس از وقوع بحران اجرا كرد.
حال بايد ديد آيا سازمان مديريت بحران مي تواند اين آمادگي را در سازمان هاي ذي ربط به وجود آورد يا آن كه در پايان دوره آزمايشي اش منحل خواهد شد و طرح يا لايحه اي ديگر به مجلس برده خواهد شد

منبع: روزنامه خراسان ۰۶/۱۱/۸۶

+ نوشته شده در  ساعت   توسط Gh.Bashari  |