كاركردهاي مديريت و نقش آنها در مديريت علوي1
كنترل و نظارت :
كنترل مرحله‌اي از مديريت است كه ميزان تحقق اهداف سازماني را مشخص مي‌سازد به عبارت ديگر كنترل ، فراگرد ارزشيابي عملكرد فردي و سازماني است .
فراگرد كنترل ، ميزان پيشرفت در جهت هدفها را اندازه گيري مي‌نمايد و مديران را قادر مي‌سازد كه انحراف از برنامه را تشخيص دهند و اقدامات اصلاحي لازم را به عمل آورند[1]. سازمانها در معرض تغييرات مداوم قرار دارند ، فعاليت آنها روزبه روز پيچيده‌تر مي‌شود ، كاركنان سازمان افراد انسان هستند و رفتار آنها بري از خطا و اشتباه نيست و از طرفي تفويض اختيار نيز براي تسهيل كار ، اجتناب ناپذير است . همه اين موارد ، ضرورت كنترل و نظارت و اهميت آن را آشكار مي‌سازد .
اسلام براي اعمال نظارت بر سازمانها و تشكيلاتش شيوه مخصوصي دارد كه در هيچ مكتب و مرام ديگري يافت نمي‌شود و به جرأت مي‌توان گفت كه كاملترين و جامعترين شيوه نظارتي در اين آيين آسماني لحاظ شده است . بخش عمده نظارت در اسلام، بر محور
« ايمان به غيب » مي‌باشد و پيامبران بزرگ الهي در سيستم نظارتي خود ، نيروهاي معنوي وناظران به ظاهر غايب جهان خلقت را ، شاهد بر كارهاي ريز و درشت انسان دانسته‌اند تا نظارتي كامل و جامع را در تمام ابعاد زندگي او حاكم گردانند ، اسلام از يك سو ، خداوند عليم را كه بر كل نظام عالم احاطه دارد ، به عنوان برترين ناظر براي هر كس دانسته است . « ناظري كه حتي به خيانت چشمها و محتواي فكرها و انديشه‌ها نيز آگاه است »[2]. از سوي ديگر ، دو فرشته به نامهاي رقيب و عتيد را نگهبان انسان قرار داده كه تمام اعمال را اعم از خير و شر مي‌نويسند.[3] همچنين نفس لوامه و ملامتگر انسان نيز از درون ، او را از بديها بازداشته و سرزنش مي‌كند[4]و شلاق تأديب را بر پيكر روح انسان خاطي فرود مي‌آورد و گذشته از تمام اينها ، به تك تك مردان و زنان با ايمان دستور داده كه يكديگر را نظارت نموده، از بديها بازداشته و به سوي خوبيها دعوت نمايند[5].بنابراين ملاحظه مي‌گردد كه در سيستم نظارتي اسلام، انسان هم از درون و هم از بيرون تحت نظارت و كنترل قرار دارد و اين امر مسلمانان را تا حدود زيادي از انحراف از اهداف و مقاصد مصون مي‌دارد .
در بعد اداري و سازماني نيز ، اسلام ، مدير را در برابر جزء جزء تشكيلات و فرد فرد شاغل آن مسئول مي‌داند و كنترل و نظارت افراد تحت فرمان را يكي از مهمترين اركان مديريت برمي‌شمارد .
امام علي (ع) در نامه خود به مالك اشتر مي‌فرمايد :‌« اي مالك ، در كارهاي كارمندان كاوش كن و چشمهايي را به عنوان بازرس و ناظر كه داراي دو خصوصيت صداقت و وفاداري باشند ، بر آنان بگمار . زيرا بازرسي كارهاي آنان در خفا ، وادارشان مي‌كند تا نسبت به امانتداري در برخورد با مردم ، به نرمي و محبت رفتار نمايند »[6].
چنانچه ملاحظه مي‌گردد امام علي (ع) در اين سخن گهربار ، نكات ارزنده‌اي را درباره كنترل و نظارت خاطر نشان مي‌سازند كه عبارتند از :
1- لزوم كاوش و نظارت بر كار كارمندان و زيردستان .
2- اعمال نظارت به شيوه غير مستقيم و از طريق انتخاب بازرس و ناظر .
3- لزوم برخورداري بازرسان و ناظران از دو صفت صداقت و وفاداري .
4- انجام بازرسي در خفا و پنهاني به منظور حفظ اعتبار و آبروي افراد .
5- فايده و اثر نظارت و بازرسي كه اصلاح رفتار و حركت در جهت هدف مي‌باشد .
امام ، همچنين بازرسي و كنترل اعمال و رفتار نزديكان به حكومت و مسئولين حكومتي را به مراتب مهمتر و واجبتر مي‌داند و در همان نامه به مالك اشتر مي‌فرمايد :
« و از همكاران نزديكت سخت مراقبت كن و اگر يكي از آنان دست به خيانت زد و گزارش بازرسان تو هم آن خيانت را تأييد كرد ، به همين مقدار گواهي قناعت كن ، او را تازيانه بزن و آنچه از اموال در اختيار دارد ، از او بازپس گير ، سپس او را خوار گردان و خيانتكار بشمار و طوق بدنامي برگردنش بيفكن »[7].
از اين خطاب امام ، مشخص مي‌گردد كه حاكم يا مدير بايد نسبت به نزديكان و واليان خويش دقت و شدت بيشتري به خرج دهد و تمامي اعمال و رفتار آنان را تحت نظر داشته باشد و درصورت خطا ، بدون ملاحظه با او برخورد نمايد .
از سوي ديگر ، امام علاوه بر نظارت بر اعمال و رفتار كاركنان و زيردستان ، نظارت بر احوال و اوضاع معيشتي آنان را نيز از وظايف حاكم و مدير مي‌داند و خطاب به مالك مي‌فرمايد :
« اي مالك ، از معتمدان خويش ، كسي كه خداترس و فروتن باشد ، براي نظارت بر زندگي محرومان برگزين تا اموراتشان را به تو گزارش دهد »[8].
اين ويژگي نيز از خصيصه‌هاي منحصر به فرد مديريت علوي است كه حاكم و مدير تنها نبايد ناظر بر كار سازماني و اداري كاركنانش باشد بلكه بايد از اوضاع و احوال معيشتي كاركنان خود نيز آگاه باشد و در صورت نياز به ياريشان بشتابد و نيازشان را مرتفع نمايد .
ابن ابي الحديد مي‌گويد : « اميرالمؤمنين ، علي (ع) خود در اين كار اهتمامي بسزا داشت تا آنجا كه خانه‌اي به نام « بيت القصص » داشت كه مردم شكايات ، تقاضاها و نيازمنديهاي خود را به آنجا مي‌بردند و امام آنان را ياري مي‌نمود »[9].
در مديريت اسلامي ، بازرسي و نظارت تنها از بالا به پايين نيست بلكه مردم نيز بايد بر كار حاكم و مدير نظارت داشته باشند و عملكرد او را ارزيابي نمايند لذا حضرت در نامه‌اي به يكي از واليان خود چنين دستور مي‌دهد : « اما بعد ، بر كار خود جانشيني قرار ده و گروهي از دوستانت را به سرزمين عراق گسيل دار تا روستا به روستا از كارهايش بپرسند و به رفتار آن والي نظارت داشته باشند »[10].



۱) مقدمات مديريت آموزشي – ص 97 .
۲) سوره مؤمن – آيه 19 .
۳) سوره ق - آيه 8 .
۴) سوره قيامت – آيه 2 .
۵) سوره توبه – آيه 71 .
۶) نهج البلاغه – نامه 53 .
۷) همان منبع .
۸) نهج البلاغه – نامه 53 .
۹) شرح نهج البلاغه – ابن ابي الحديد – ص 257 .
۱۰) نظام الحكم و الادارõ - ص 451 .